زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

امانتداری انسان (قرآن)





از مصادیق امانتداران که در آیات قرآن به آن‌ها اشاره شده، انسان است.


۱ - عرضه امانت بر انسان



عرضه امانت الهی بر انسان ازسوی خدا و پذیرش آن به وسیله او:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ ... وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ... اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!»

۲ - توانایی تحمل امانت



توانایی و قابلیت انسان برای تحمل امانت خدا:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ ... وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ... اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!»

۳ - عدم توجه به عواقب پذیرش امانت



عدم توجه انسان به عواقب پذیرش امانت الهی:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)! »

۴ - فلسفه عرضه امانت


فلسفه و حکمت عرصه امانت الهی برانسان عبارتند از:

۴.۱ - آزمایش انسان


۱. آزمایش انسان‌ها، فلسفه عرضه امانت الهی بر آن‌ها:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ ... وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا • لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ... اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)! هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد؛ خداوند همواره آمرزنده و رحیم است!»
لام «لیعذب» برای عاقبت می‌باشد.

۴.۲ - تقسیم انسان‌ها


تقسیم شدن انسان‌ها به مؤمن، منافق و مشرک پس از عرضه شدن امانت الهی بر آن‌ها:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ ... وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا • لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم ... اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)! هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد؛ خداوند همواره آمرزنده و رحیم است!»
لام «لیعذب» برای عاقبت می‌باشد.

۵ - پانویس


 
۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۵۴.    
۳. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۴. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۱.    
۵. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۶. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۷. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۳.    
۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۵۷.    
۹. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۱.    
۱۰. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۲.    
۱۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۷۳.    
۱۲. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۶، ص۵۲۴.    
۱۳. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۴۸.    
۱۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۵۷.    
۱۵. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۱.    


۶ - منبع


مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۴، ص۲۳۲، برگرفته از مقاله «امانتداری انسان».    


رده‌های این صفحه : امانت | انسان | موضوعات قرآنی




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.